Moving time  5 óra 21 perc

Idõ  7 óra 6 perc

Koordináták 8066

Uploaded 2018. május 27.

Recorded május 2018

  • Rating

     
  • Information

     
  • Easy to follow

     
  • Scenery

     
-
-
3 083 m
1 365 m
0
14
28
56,8 km

Megtekintve 212 alkalommal, letöltve 12 alkalommal

közel Tomol, Māzandarān (Iran)

صبح که بیدار شدیم تمل را مه شدیدی گرفته بود . منظره ده با مه زیبا بود ولی نگران بودیم از راه کوهستان که با مه دشوار می شد . با مرد صاحبخانه حساب و کتاب کردیم و راهی شدیم . از جاده خاکی بالا رفتیم و در مسیری که ما را به جنت رودبار می رساند . این مسیر ، در حقیقت کوه بلندی است که باید رد کنیم . بیش از ۱۰۰۰ متر ارتفاع می گیرد . یکسره . ارتفاعش از کوه دیروزی بیشتر است ولی با شیب کمتر . هوای مه آلود باعث می شود خنک تر باشیم و کمتر خسته شویم ولی خیلی جاها مه آنقدر غلیظ می شود که سخت می شود ادامه داد . امیدمان به این است که با بالا آمدن آفتاب شرایط بهتر شود . ولی مه رفته رفته غلیظ تر می شود . به برف ها می رسیم و راهی که باریک از کنار کوه بریده شده . راستش خیلی جاها نگران نیسان هم بودم که نکند نتواند رد شود . خودمان هم که با احتیاط می رفتیم . از کنار برف هایی که با گذشت دو ماه از بهار هنوز بیش از دو متر کنار راه تلنبار شده بودند .
به بالاترین نقطه که رسیدیم همچنان مه بود . امیدمان برای دیدن ابرها از بالا نا امید شد . و وقتی مه به قدری غلیظ شد که دیگه شبیه بارون شده بود خیلی سخت شد . در جا خیس خیس شدیم . شیشه عینکم پر آب شده بود و آب از عینک و کلاهم داشت می چکید ولی بارون نبود . کم کم درخت ها را اطرافمان می دیدیم . نشان می داد که داریم وارد جنگل می شویم . آقا هادی که قبلا آمده بود می گفت نمای این محل فوق العاده است ولی ما فقط مه میدیدیم .
جاده خاکی در یک سرازیری به جاده آسفالته رسید که بعد از غچعبور از چند روستا ما را به جنت رودبار می رساند . از شیشه های عینکم آب سرازیر بود و درست نمی دیدم راه را . چک ها جلوتر رفته بودند و تیم چهارنفره ما داشت با هم می رفت . دوستانمان سرعت گرفتند . چند بار خواستم آرامتر بروند ولی فاصله گرفتند . من نتوانستم با آن سرعت بروم و احتیاطا آرام کردم . گفتم با آرامش می روم کمی دیرتر می رسم . مشکلی نیست . نیسان هم رد شد و رفت و من به آرامی زیر بارون و مه رکاب می زدم . سر پیچ ، سرازیری تند شد و دور گرفتم . یهو دیدم نیسان جلومه و حسین آقا داره اشاره می کنه بایستم. زمین لیز بود . چرخ عقب بازی بازی کرد و به سختی ایستادم ‌ فاصله ام با نیسان کم بود . تو این مه حداکثر تو ۷-۸ متر دیده می شد نیسان . بالاتر پیکان سفیدی که از روبرو می آمد و چراغش روشن نبود را اصلا ندیدم تا وقتی که از کنارم رد شد . باز رنگ آبی مشخص تر بود .
ایستادم . دیدم امیر گوشه جاده نشسته صورتش پر خون بود . نتوانستم ببینم که کجاش خورده . ولی بهوش بود و حالش براه . صورتش پر خون بود . وسایل پانسمان آوردیم و آقا هادی تمیز کرد زخم را و بست . امیر را سوار نیسان کردیم و گفتیم حسین آقا ببردش تا اولین مرکز بهداشت . من هم سوار دوچرخه و با آشوب راهی شدم . هی به خودم فشار می آوردم که استرس و عجله باعث نشود که نسنجیده برانم و باعث حادثه جدیدی بشوم . آدرنالین بالا بود . دو سگ از ده روبرو حمله کردند . بر خلاف همیشه که در برابر سگ ها خیلی محتاط و آرامم من هم حمله کردم سمتشان . ترسیدند و زوزه کشان فرار کردند . به جنت رودبار که رسیدم ، خیس خیس خیس بودم . اینجا دیگه باران بود . باران درست و حسابی . مرکز بهداشتش را پرسیدم .رفتم و دیدم بسته است . زنگ زدم . رفته بودند بابلسر . با دوچرخه راهی شدم که من هم بروم . برنامه مان ماندن در جنت رودبار بود و دوستانمان در قهوه خانه اول ده مستقر شده بودند. صد متر از مسبر را نرفته بودم که برگشتم . می دانستم که سخت است آرام باشم و جاده ، خطرناک بود تو این شرایط . برگشتم . لباسعایم را عوض کردم . ناهار را سفارش داده یودند. با امیر تماس گرفتم و مطمئن شدم خوب است . تو راه بودند . راه مه آلود بود و سخت می شد رفت . بعد از استراحتی ، من با ماشین های گذری راهی شدم . اینجا جنگل های دالخانی بود . زیبا بود این جنگل تلاش می کردم بیشتر به طبیعت اطراف فکر کنم . ماشین با سرعت ۲۰ تا می رفت تا جایی که مه تمام شد . ماشینی که سوارم کرد مردی بود با مادر و همسرش . پایین زندگی می کردند و ییلاق ، خانه ای اجاره کرده بودند برای روزهای گرم تابستان. گل گاوزبان کاشته بودند .
رسیدم بیمارستان. حال امیر خوب بود . عکس گرفته بودند و مشکلی وجود نداشت . حسین را راهی کردیم سمت جنت رودبار و خودم امیر را ترخیص کردم و آمدیم بیرون جایی گرفتیم تا فردا که دوستانمان به ما برسند .
پی نوشت زیاد دارد حالا سر فرصت ...

View more external

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

fénykép

Photo

3 hozzászólás

  • Fénykép maryamshirazi

    maryamshirazi 2018.05.30.

    چه فضای دل انگیزی

  • Fénykép abmah

    abmah 2018.06.01.

    همیشه خوش باشید . سفر خوبی بود

  • Fénykép hadi1962

    hadi1962 2018.09.24.

    یه روز تاریخی با همرکاب خوبم که بیادموندنی بود

You can or this trail